Translate

‏نمایش پست‌ها با برچسب مقالات. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب مقالات. نمایش همه پست‌ها

۲۷ آبان ۱۳۹۹

" تحلیل ماده 20 اعلامیه جهانی حقوق بشر و تطبیق آن با قانون اساسی ایران "

 ماده ۲۰ اعلامیه جهانی حقوق بشر شامل 2 بند میباشد :

الف)هر کس حق دارد آزادانه در احزاب و تجمعات مسالمت آمیز شرکت کند .

ب) هیچ کس را نمی توان وادار نمود  به حزبی یا تشکلی بپیوندد .

توضیح و تفسیر ماده :

آزادی اجتماعات و تظاهرات یکی از مظاهر دموکراسی است که مردم میتوانند با مشارکت عملی و حضور مستقیم در صحنه حرف خود را بدون واسطه به گوش دولتمردان و مسئولان برسانند . آزادی اجتماعات و تظاهرات یکی از حقوق اساسی ست که افراد بتوانند آزادانه و بطور مسالمت آمیز, دور هم جمع شوند و برای بیان اعتراض های خود، هیچ گونه مانعی برای تجمع آن ها در بین نباشد. گاهی ممکن است در تحقق حقوق و آزادی های عمومی افراد جامعه، اخلال یا کاستی ای ایجاد شود و مردم را در تنگنا قرار دهد و همدلی و اجتماعی بودن افراد، قدرت ابتکار یک ائتلاف همگانی را به آنها میدهد تا در جهت دفاع از منافع و تحقق خواسته هایشان با توسل به قدرت اجتماعی بتوانند هیئت حاکمه و افکار عمومی را متوجه خواسته های و مشکلات خود کنند . این حق بعنوان یکی از حقوق مربوط به آزادی های عمومی در اسناد بین المللی و در شرع و قانون اساسی جمهوری اسلامی به رسمیت شناخته شده .

هر چیزی که باید درباره نابودی تالاب بندون و میانگران دانست.

 

تالاب بندون و میانگران ایذه

مقدمه :

مرگ تالاب‌ها، رودها، دریاها، کوه‌ها، دشت‌های آزاد و سرزمین‌های آباد و تبدیل آنها به جهنمی دست‌ساز برای بشر امروز، محصول مشترک انسان آگاه و نادان است.

انسان آگاهی که با دانش و فهم به جنگ برای نابودی یک میراث طبیعی می‌رود تا به سودآوری بیشتری برسد و انسان نادانی که نادانسته کمر به نابودی یک میراث خدادادی می‌بندد.

مرگ عامدانه‌ هر میراث طبیعی و سکوت انسان در برابر مرگ‌های این‌چنینی، تلاشی است تاریک در مسیری که سرانجام به یک رویارویی بزرگ و فاجعه‌بار بین انسان با خشم طبیعت ختم می‌شود.

۴ خرداد ۱۳۹۹

خطر جدی انقراض در کمین ماهی‌های سفید و خاویاری ایران

 ماهی‌های سفید که به صورت انحصاری در دریای خزر زیست می‌کنند از اوائل اسفند مهاجرت می‌کنند به سمت رودخانه‌ها و برای اینکه به سمت رودخانه بروند و تخم‌ریزی کنند با وضعیت عجیبی روبرو می‌شوند؛ تصور کنید ماهی که تغذیه‌اش برای ترشح هورمون‌های تولیدمثلی متوقف شده باید وارد رودخانه شود تا در آب شیرین تخمش را رها کند و به همراه ماهی نر یک فرآیند لقاح در آنجا اتفاق بیفتد و نسل بعدی خودشان را ضمانت کنند.
خطر جدی انقراض در کمین ماهی‌های سفید و خاویاری ایران

تغییرات اقلیم می‌تواند باعث خشکسالی یا سیل و زلزله شود

 تغییرات اقلیم می تواند باعث خشکسالی و یا سیل و زلزله در آسیا و آفریقا شود

 این موضوع می‌تواند اثرات بسیار جدی بر روی زندگی مردم دنیا داشته باشد و باعث خشکسالی و یا سیل در آسیا و آفریقا شود. این موضوع یک تهدید بسیار جدی برای انسان ها است که می تواند به آواره شدن بیش از 200 میلیون نفر بیانجامد. درواقع این اتفاق کشورهای فقیر را نشانه خواهد گرفت چرا که آسیب پذیری آن ها بیشتر است.

آب شدن ذخایر یخی دنیا باعث افزایش گاز متان و گرم شدن زمین می شود.
تداوم حیات به شرط سازگاری علمی با تغییر اقلیم - ایرنا

۸ اردیبهشت ۱۳۹۹

کرونا ناجی محیط زیست یا علیه آن؟

شیوع ویروس کرونا برای اولین بار موجب خالی شدن اتوبان‌های مملو از خودرو، زمین گیری هواپیماها و کاهش تقاضای خرید نفت در جهان شد و به نوعی کرونا بر محیط زیست جهانی تاثیرات مثبت و منفی گذاشته است.

نخستین عفونت شناخته شده انسانی ناشی از ویرووس کویید ١۹ در اوایل دسامبر ۲۰۱۹ ثبت شد. این ویروس برای نخستین بار در میانه دسامبر سال ۲۰۱۹ در شهر ووهان چین شیوع یافت، که احتمالاً ناشی از یک حیوان آلوده بوده‌است. کرونای جدید سپس در همه استان‌های چین شیوع پیدا کرد.
کرونا ناجی محیط زیست یا علیه آن؟

۱۸ اسفند ۱۳۹۸

چه عواملی حیات تالاب کجی نمکزار را تهدید می‌کند؟

دو عامل مهم حیات تالاب کجی نهبندان را تهدید می‌کند که یکی از آن‌ها برداشت بیش از حد آب از سفره‌های زیرزمینی و دیگری چرای دام و به خصوص شتر از تاغزارها است.
 کنوانسیون مربوط به تالاب‌های مهم بین‌المللی، به ویژه تالاب‌های زیستگاه پرندگان آبزی معروف به کنوانسیون رامسر پیمانی بین‌المللی برای حفاظت از تالاب‌ها و حیوانان و گیاهان وابسته به آن‌ها (به ویژه پرندگان آبزی) است که در سال ۱۹۷۱ میلادی در شهر رامسر به تصویب رسید.
چه عواملی حیات تالاب کجی نمکزار را تهدید می‌کند؟

 هرجا که آب به صورت طبیعی وجود داشته باشد به آن تالاب می‌گویند، تالاب‌ها ممکن است همواره دارای آب باشند یا اینکه گاه خشک و گاه آب‌دار باشند.

۱۰ اسفند ۱۳۹۸

وضعیت تالاب بین‌المللی شادگان در ایران


تالاب بین‌المللی شادگان یکی از تالاب‌های بزرگ ایران است. این تالاب در جنوب غربی ایران در جنوب شهر شادگان در استان خوزستان واقع شده‌است. در همایش تالاب‌های جهان که در رامسر برگزار شد تصمیم گرفته شد که سه تالاب شادگان، خورموسی و خور الامیه با عنوان تالاب شادگان شناخته شود. *کنوانسیون رامسر معاهده‌ای بین‌المللی است که در ۱۹۷۱ امضا شده‌است به منظور حفظ و نگهداری تالاب‌ها می‌باشد*. آب این تالاب بین‌المللی که از لحاظ رتبه‌های ثبت شده در یونسکو در گذشته در رتبه پنجم جهانی قرار داشت، از رودخانه‌های جراحی و کارون همچنین جزر و مد خلیج فارس تأمین می‌شود که ب‍ه رغ‍م فصلی بودن ب‍خ‍ش آب ش‍ی‍ری‍ن آن و نیز آب ش‍ور ت‍‍الاب ب‍ه دل‍ی‍ل م‍ت‍ص‍ل ب‍ودن به خ‍وره‍‍ا و خ‍ل‍ی‍ج ف‍‍ارس، دای‍م‍‍ی می‌باشد.نتیجه تصویری برای تالاب شادگان امروز
محل: واقع در جنوب غربی ایران و جنوب جلگه خوزستان حد فاصل شهرستان‌های شادگان، آبادان، ماهشهر
نتیجه تصویری برای تالاب شادگان امروزوسعت: حدود 35۰ هزار هکتار حال حاضر( 450 هزار هکتار سال 80)  . وسعت بیش از۴۵۰ هزار هکتار بوده اما متأسفانه به دلیل عدم توجه به توابع زیست‌محیطی در حیات این تالاب و دلایل دیگری همچون واگذاری بخشی از اراضی این تالاب جهت پروژه های عمرانی و صنعتی که به آن میرسیم باعث کم شدن بیش از حد وسعت این هور گردید.

۸ اسفند ۱۳۹۸

واقعیت های تالاب بحیره گمنام در ایران

نتیجه تصویری برای تالاب بحیره در اهوازکوت‌عبدالله، مرکز شهرستان کارون، منطقه‌ای قدیمی در کنار رودخانه کارون است. بنا به گفته فرماندار کارون، بخش وسیعی از مناطق مسکونی این شهر در محدوده یک تالاب قدیمی ایجاد شده است، تالابی که اراضی آن توسط مسئولان دولتی به مرور زمان به فروش رفت و اهالی روی خاک آن خانه ساختند و حالا خاک ضعیف تالاب، زیر مناطق مسکونی نشست کرده است.
نشست خاک و بالا آمدن سفره‌های آب زیرزمینی موجب شده که فاضلاب به خیابان‌ها بریزد و این وضعیت در هر بارندگی در خیابان‌ها و حتی حیاط منازل مسکونی کوت‌عبدالله دیده می‌شود.
نتیجه تصویری برای تالاب بحیره در اهواز
به محض بارندگی‌ در این منطقه، فاضلاب در مناطق مسکونی بالا می آید . چندین مکنده در مناطق مختلف در حال تخلیه فاضلاب هم قرار داده شده اما این مشکل تنها مربوط به بارندگی موقت و لحظه ای نیست بلکه با هر بارندگی، این وضعیت در شهرستان کارون به وجود می‌آید و تا مدت‌ها فاضلاب در مناطق باقی می‌ماند.


۳ اسفند ۱۳۹۸

: وضعیت تالاب انزلی از دیرباز تاکنون


تالاب یا مرداب انزلی معروف به «تالاب لاله مردابی» با مساحت حدود ۲۱هزار هکتار واقع در استان گیلان از سال ۱۳۵۴جزو تالابهای بین‌المللی تحت حفاظت‌شده به‌شمار می‌رفت و مهمترین منبع تکثیر و تولید ماهیان خاویاری و استخوانی دریای خزر است. این تالاب به‌دلیل موقعیت جغرافیایی بی‌نظیر خود از نظر میزان بالای رطوبت و آب با هیچ‌یک از تالابهای ایران قابل مقایسه نیست. از این رو محل تخم ریزی آبزیان، پناهگاه و مأمن پرندگان بومی و مهاجر است. علاو ه بر تمامی این مزایای بی‌همتا، تالاب انزلی مهار کننده سیل‌های ویرانگر و تعدیل کننده آب و هوای منطقه است .تالاب انزلی به‌دلیل وجود بیش از ۱۰۰گونه پرندگان، ۵۰گونه ماهی و ۱۰۰گونه موجودات گیاهی به‌عنوان یک اکو سیستم بی‌نظیر طبیعت نقش تصفیه خانه و خودپالایی طبیعی تالاب و رودخانه‌های منتهی به دریای خزر را هم به‌عهده دارد. در رابطه با نقش بی‌بدیل و بی‌همتای تالاب انزلی در گذشته، همین بس که بگوییم این تالاب از چنان جایگاهی در زیست بوم ایران برخوردار بود که کارشناسان بین‌المللی در کنفرانس رامسر تأکید داشتند که این تالاب به تنهایی علاوه بر تأمین آب آشامیدنی ایران توانایی و ظرفیت تأمین آب آشامیدنی چند کشور همسایه را نیز می‌تواند به‌عهده بگیرد.
نتیجه تصویری برای تالاب انزلیبه نظرتون با شنیدن ریختن ضایعات کشتارگاهی ، پسماند‌ها و نخاله‌ها ، فاضلاب‌های صنعتی و خانگی و بیمارستانی در تالاب انزلی ، تصرف اراضی و ساخت و ساز در حریم تالاب، آتش زدن نیزار‌ها با هدف تصرف و تغییر اراضی ملکی ، جلوگیری از برداشت بی رویه آب از تالاب و رعایت حقابه تالاب چه به سر این عروس تالاب گیلان داره میاد؟؟؟؟؟؟؟
عمده ترین آلودگی تالاب انزلی از طریق فاضلاب های ریخته شده در رودخانه پیربازار که از دو رودخانه کوچکتر گوهر رود و زرجوب منشا می گیرد، منتقل می شود و فاضلابها و آلاینده های شهرستان بندرانزلی، فومن، صومعه سرا، رشت و ماسال نیز به این تالاب می ریزد که حجم زیاد این رسوبات، زباله و فاضلاب موجب شده است تا تالاب بین المللی انزلی کارکرد واقعی خود را از دست بدهد
نتیجه تصویری برای تالاب انزلی

۲۳ بهمن ۱۳۹۸

خشکسالی در ایران


خشکسالی، دوره‌ی کم‌آبی است که طی آن یک منطقه با 
نتیجه تصویری برای خشکسالی در ایران
نتیجه تصویری برای خشکسالی در ایرانکمبود در ذخیره و منابع آبی مواجه است. از این تعریف، بلافاصله می‌توان نتیجه گرفت که دوره کم‌آبی نسبت به یک منطقه به خصوص و ویژگی‌های مختلف آن سنجیده می‌شود و به سادگی نمی‌توان مفاهیم و مسائل مربوط یا برآمده از آن را در طول زمان و مکان تعمیم بخشید. خشکسالی یا به عبارتی دوره امتداد خشکی می‌تواند از چند ماه تا چند سال باشد. در واقع از نظرعلمی عبارت دقیق‌تر و مناسب‌تر به جای خشکسالی، «دوره کم‌آبی» است.
خشک‌سالی می‌تواند باعث عدم توازن در میزان آب و در نتیجهٔ آن کمبود آب، نابودی گیاهان، کم شدن شدّت جریان آب (برای نیروگاه‌های برق‌آبی)، کاهش عمق آب‌های سطحی و خاک مرطوب می‌شود. این اتّفاق زمانی رخ می‌دهد که تبخیر سطحی و تبخیر آب از گیاهان از حدّ معمول در مدّت معیّن بیشتر شود. خشک‌سالی جدّی‌ترین معضل فیزیکی برای کشاورزی در همهٔ جای دنیا است. برای مقابله با این پدیده بارور کردن ابرها می‌تواند (نه الزاماً) روشی مؤثر ولی کوتاه‌مدت است.نتیجه تصویری برای خشکسالی در ایران

۱۷ بهمن ۱۳۹۸

علل گرد و غبار در سیستان و بلوچستان


نتیجه تصویری برای گرد وغبار سیستان و بلوچستان
هوای پاک و عاری از آلودگی، یکی از حیاتی ترین نیاز های ابتدایی بشر است و پدیده گرد و غبار یکی از منابع آلوده کننده هوا بشمارمی رود. ذرات گرد و غبار تحت تاثیر عوامل گوناگون از جمله شرایط جوی (باد، بارندگی و دمای هوا)، مشخصات سطح زمین (توپوگرافی، رطوبت سطح زمین، طول زبری و پوشش گیاهی) و ویژگی های خاک (بافت، تراکم و ترکیب) و تغییرکاربری اراضی وارد جو می شوند. منابع انتشار ذرات گرد و غبار به دو دسته، طبیعی و انسانی تقسیم می شوند. گرد و غبار بیشتر از منابع طبیعی آن ،واقع در کمربند بیابانی، در شرایط ناپایدار و خشک و توأم با باد رخ می دهد. منابع انسانی شامل دخالت انسان در تنوع سطح زمین، تغییرات کاربری زمین از طریق کشاورزی، جنگل زدایی، چرای بیش از حد، مدیریت ضعیف منابع آبی مانند ایجاد سدهای متعدد مهم ترین منابع تأمین گرد و غبار و ... است. بطور کلی تأثیرات طوفان های گرد و غبار را در 7 بخش محیط زیستی انتقال ذرات به نقاط دور، تأثیر ذرات گرد و غبار بر مواد، آب و هوا، اقیانوس ها و بیابان ها، بهداشت عمومی و سلامت، اقتصادی، کشاورزی و دامداری، اجتماعی-فرهنگی و نظامی-امنیتی می توان بررسی نمود.

سال هاست، آب و هوای سیستان و بلوچستان در پی خشکیدن تالاب هامون، اسیر گرد و غبار‌های گاه و بیگاه می‌شود. گرد و غباری که امان مردم منطقه را بریده و نفس‌های میلیون‌ها شهروند ایرانی را به تنگ آورده است؛ اما آنچنان که باید و شاید از سوی متولیان امر، کار قابل قبولی برای جبران آن صورت نمی‌پذیرد. به راستی چرا مردم جنوب شرق ایران باید در چنین شرایطی زندگی کنند؟

۱۳ بهمن ۱۳۹۸

وضعیت جنگل ها در ایران

نتیجه تصویری برای جنگل های ایران روی نقشه
جنگل‌های ایران را می‌توان به پنج ناحیه رویشی بشرح زیر تقسیم‌بندی نمود:
1.      ناحیه هیرکانی (خزری) که نوار سبز شمال کشور را تشکیل می‌دهد.
2.      ناحیه ایران و تورانی که به‌طور عمده در مرکز ایران پراکنده شده‌اند.
3.      ناحیه زاگرس که به‌طور عمده جنگل‌های بلوط غرب کشور را تشکیل می‌دهند.
4.      ناحیه خلیج فارس که در نوار ساحلی جنوب پراکنده می‌باشند.
5.      ناحیه ارسبارانی که متشکل از گونه‌های نادر و منحصربه‌فرد می‌باشند.
جنگل‌های ایران در پنج ناحیه پخش می‌باشند.ایران در بین ۵۶ کشور دارای جنگل در جهان مقام پنجاه را دارا می‌باشد.
سه میلیون و چهار صد هزار هکتار جنگل در دامنه‌های شمالی کوه‌های البرز و استان‌های ساحلی دریای خزر وجود دارد. مساحت جنگل‌های دیگر که پراکنده درسایر نقاط کشور می‌باشند تا سه میلیون هکتار است. از این جنگل‌ها تنها 1.3 میلیون هکتار برای بهره‌برداری صنعتی قابل استفاده‌است، بقیه جنگل‌ها به سبب عدم مدیریت صحیح در نگهداری و آسیب‌های طبیعی مورد بهره‌برداری نیستند.جنگلها و مراتع در کاهش آلودگی هوا، جلوگیری از فرسایش خاک، بروز سیلابهای مخرب، ایجاد محیطی دلپذیر برای تفریح و آسایش ، حفظ و ذخیره آب و جلوگیری از جریان شدید آب و همچنین تغذیه سفره های آب زیرزمینی نقش بسیار زیادی دارد . وجود و حفظ این منابع طبیعی و جنگل برای ادامه حیات در هر نقطه از این کره خاکی ضرورت دارد. .. هر هکتار جنگل قابلیت ذخیره‌سازی ۵۰۰ تا ۲۰۰۰ متر مکعب آب را دارد .هر هکتار جنگل سالانه ۶۸ تن رسوب گوگرد و غبار را جذب می‌کند و به جای آن ۲.۵ تن اکسیژن تولید می‌کند. اینها تنها بخشی از فواید پر تعداد جنگل و درختان است که حالا با روندی که ما در پیش گرفته‌ایم معلوم نیست تا چند سال دیگر خبری از آنها در کشورمان باشد.

۱۸ دی ۱۳۹۸

تحلیل ماده 20 اعلامیه جهانی حقوق بشر و مقایسه آن با قانون اساسی ایران (حق آزادی تجمع و تظاهرات)

ماده ۲۰ اعلامیه جهانی حقوق بشر شامل 2 بند میباشد :
الف)هر کس حق دارد آزادانه در احزاب و تجمعات مسالمت آمیز شرکت کند .
ب) هیچ کس را نمی توان وادار نمود  به حزبی یا تشکلی بپیوندد .

توضیح و تفسیر ماده :
آزادی اجتماعات و تظاهرات یکی از مظاهر دموکراسی است که مردم میتوانند با مشارکت عملی و حضور مستقیم در صحنه حرف خود را بدون واسطه به گوش دولتمردان و مسئولان برسانند . آزادی اجتماعات و تظاهرات یکی از حقوق اساسی ست که افراد بتوانند آزادانه و بطور مسالمت آمیز, دور هم گرد آیند و هیچ گونه مانعی برای تجمع آن ها در بین نباشد. گاهی ممکن است در تحقق حقوق و آزادی های عمومی افراد جامعه، اخلال یا کاستی ای ایجاد شود و مردم را در تنگنا قرار دهد و همدلی و اجتماعی بودن افراد، قدرت ابتکار یک ائتلاف همگانی در جهت دفاع از منافع و تحقق خواسته هایشان با توسل به قدرت اجتماعی به آنها میدهد تا هیئت حاکمه و افکار عمومی را متوجه خواسته های خویش سازند . این حق بعنوان یکی از حقوق مربوط به آزادی های عمومی در اسناد بین المللی و در شرع و قانون اساسی جمهوری اسلامی به رسمیت شناخته شده .
ایجاد جمعیت، انجمن، حزب، سندیکا و دیگر تشکل های مسالمت جو ،جزء پایه های دموکراسی مدرن به حساب می‌آید.که توسط آن، از یک سو هر گروه یا صنف اجتماعی خواسته ها و مشکلات سیاسی ، اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی خود را به صورت دسته جمعی بیان میکنند و از سوی دیگر بیانگر مشارکت مستقیم و غیر مستقیم مردم در تصمیمات مهم کشوری و آگاه شدن مردم از امور سیاسی و اقتصادی کشور میباشد. دولت ها موظفند هستند که شرایط شکل گیری و فعالیت این تشکل ها را فراهم سازند تا شهروندان بتوانند بر بستری آرام و امن مشکلات خود را بدون خشونت حل کنند و نسبت به آنچه که ضرر وزیان دیده اند و یا گله مند هستند و یا مطالباتی دارند ،بتوانند با مسئولین ذیربط خود ارتباط برقرار کنند و اعتراض خود را به گوش آن ها برسانند.
در ضمن نباید کسی را مجبور کرد به این یا آن تشکل بپیوندد. این بند به ویژه به دولت های بر میگردد که شهروندان خود را مجبور میکنند به احزاب یا سندیکایی دولتی و کنترل شده بپیوندند.

۹ دی ۱۳۹۸

بررسی ماده ۷ اعلامیه جهانی حقوق بشر و مقایسه ان با قانون اساسی ایران( برابری انسانها در قانون بدون هیچ تبعیضی )

ماده ۷ اعلامیه جهانی حقوق بشر :  همه در برابر قانون مساوی اند

نتیجه تصویری برای برابری انسان هابر طبق این ماده با هیچ انسانی نباید به دلایل نژاد،جنسیت،مذهب،پول یا موقعیت اجتماعی به نوعی متفاوت در برابر قانون رفتار کرد.این بدین معنی است که مرد و زن،شاه و گدا،رئیس جمهور و مردم عام،فقیر و دارا،مسلمان و غیر مسلمان،ایرانی و توابع خارجی،همه و همه در برتابر قانون با هم برابرند وباید به صورت یکسان و بدون تبعیض از حمایت قانون برخوردار شوند.همه باید در گام نخست تمامی حق و حقوق خود را بدانند و آگاهی کافی نسبت به آن داشته باشند.که چون سیستم اموزشی کشور هیچگاه مردم را از قوانین و حق و حقوق ملزم خودشان تعلیم و اموزش نمیدهد پس به ناچار مردم ما باید خودشان به طور اکتسابی از آن آگاه شوند،چون با ناآگاهی به راحتی حق و حقوقشان بدون آنکه متوجه شوند پایمال میشود.مشکلی که در حال حاضر در کشورمان بیداد میکند عدم رعایت برابری قانون از سوی دولت و مراجع قضایی است.
نتیجه تصویری برای برابری انسان ها بند ۹ قانون اساسی ایران اصل سوم : رفع تبعیضات ناروا و ایجاد امکانات عادلانه برای همه در تمامی زمینه های مادی و معنوی.
بند ۱۴ قانون اساسی ایران اصل سوم :  تامین حقوق همه جانبه افراد از زن و مرد و ایجاد امنیت قضایی عادلانه برای همه و تساوی عموم در برابر قانون.
اصل ۱۹ قانون اساسی ایران : مردم ایران از هر قوم و قبیله ای که باشند از حقوق مساوی برخوردارند و رنگ،نژاد،زبان و مانند اینها سبب امتیاز نخواهد بود.
اصل ۲۰ قانون اساسی ایران : همه افراد ملت اعم از زن و مرد یکسان در حمایت قانون قرار دارند و از همه حقوق انسانی،سیاسی،اقتصادی،اجتماعی و فرهنگی با رعایت موازین اسلام برخوردارند.
سوال اینجاست که آیا عملکرد جمهوری اسلامی مطابق با قوانین فوق میباشد؟؟

۱ شهریور ۱۳۹۸

قتل خاموش و تدریجی زندانیان سیاسی در زندان‌های مختلف

عدم مراجعه دادیار ناظر زندان باعث بروز مشکلات بسیاری برای زندانیان سیاسی شده است. به گزارش کانون حقوق بشری نه به زندان – نه به اعدام وزیری، دادیار ناظر زندان ویژه زندانیان سیاسی بیش از هفت ماه است که وظیفه خود یعنی سرکشی و بازدید و رسیدگی به مطالبات قانونی زندانیان سیاسی را انجام نداده است.
این در حالی است که دادیار ناظر زندان طبق دستور دادستان موظف است هر هفته ۳ بار به زندان مراجعه کند تا بدین وسیله هم از تخلفات مسئولان زندان جلوگیری و هم خواسته های قانونی زندانیان سیاسی شنیده شود.
عدم مراجعه دادیار ناظر زندان باعث بروز مشکلات بسیاری برای زندانیان سیاسی شده است. از جمله این مشکلات میتوان به عدم اعزام زندانیان بیمار، مجروح و مصدوم به بیمارستان، عدم تحویل کتابهای آموزشی که حتی برخی از آنها بیشتر با مجوز دادیاران و روسای زندانها در اختیار زندانیان سیاسی قرار گرفته، شده و شوربختانه روزنامه نگاران، دانشجویان، کارگران و دگراندیشان که صرفا به دلیل طرح بیان حقایق، انتقاد و اطلاع رسانی، محکوم به تحمل حبس شده اند، حتی در زندان نیز مورد ظلم مضاعف قرار گرفتند.
آرش صادقی که در اثر بیماری سرطان دیگر حتی قادر به تکان دادن دست خود نیست.
مطلب احمدیان از بیماری بیضه به دلیل آسیب دیدگی رنج می برد و روح الله مردانی از ناراحتی های معده و گوارش و کبد رنج می برد. در بازجویی تحت شکنجه دچار ترومای بیضه شده و مورد درمان قرار نگرفته است. و بسیاری از زندانیان عقیدتی، سیاسی که مدتهاست از اعزام به مراکز درمانی محروم مانده اند.
علاوه بر مشکل درمان عدم تحویل کتابهای مجاز، که اکثر آنها آموزشی و دارای شابک است. یکی دیگر از مشکلات زندانیان علاوه بر محرومیت از مرخصی، اجرای طرح طبقه بندی زندانیان و محاکمه علنی بوده است. در این امر عباس خانی، نیز کم تقصیر نیست. علاوه بر این مشکلات می توان به فساد در دستگاه سازمان زندانها اشاره کرد که مسؤل رسیدگی به آنها دادیار ناظر زندان می باشد.
قتل خاموش و تدریجی زندانیان سیاسی در زندان‌های مختلف

منع اعدام از جمله حقوق اولیه افراد است

گروه مطالعات افکارسنجی ایرانیان، به سفارش سازمان حقوق‌بشر ایران، یک نظرسنجی را از میان فعالان حوزه حقوق و حقوق‌بشر در ایران انجام داده که در آن ٢٠٢ تحصیلکرده حقوق و فعال حقوق‌بشر شرکت کرده و از این تعداد، ١٧١ نفر از آنها که مورد پرسش قرار گرفته‌اند در داخل کشور بوده‌اند. برخی از نتایج این نظرسنجی را با محمد مصطفایی، حقوق‌دان، در میان گذاشتیم.
 بر اساس یک نظرسنجی که به سفارش سازمان حقوق‌بشر ایران صورت گرفته، ضرورت تلاش برای بهبود حقوق زنان در میان جامعه آماری این نظرسنجی از اهمیت بالایی برخوردار بوده است. این مساله نشان دهنده این است که حقوق نیمی از انسان‌های جامعه که سالیان متمادی نادیده انگاشته می شده است در معرض توجه فعالین حقوق بشر قرار گرفته است. در این مسیر به نظر شما چه موانع قانونی برای بهبود حقوق زنان در ایران وجود دارد؟ و همچنین به نظر شما چه عاملی باعث شده که توجه به حقوق زنان در ایران در سال‌های اخیر افزایش یابد؟
 اولا علت افزایش توجه به حقوق زنان به دلیل ظلم‌ها و ناملایماتی بوده که در دهه‌های گذشته نسبت به زنان صورت گرفته است. این درحالی است که زن‌ها هم ازجمله قشرهای آسیب‌پذیر جامعه هستند و خب! نیمی از جمعیت کشور و می‌توانم بگویم نیمی از جمعیت جهان را هم زنان تشکیل می‌دهند، به این دلیل آنها مورد توجه قرار گرفته‌اند.
 علت اینکه توجه خاصی هم روی مسائل زنان شده، به دلیل همان ظلم‌ها و ناملایماتی بوده که نسبت به حقوق زنان صورت گرفته و ما در دادگاه‌های خانوده شاهد آن هستیم، در قوانین‌مان شاهد آن هستیم و بزرگترین مانعی که در سر راه ارزش قائل شدن برای حقوق زنان وجود دارد در کشور ما به نظر من قوانین دست و پا گیر و قوانینی هستند که جنبه شرعی دارند ولی جنبه انسانی و حقوق‌بشری ندارد.
خیلی واضح و روشن می‌توانم بگویم که حقوق زنان و حقوق مردها در ایران مساوی نیست، تبعیض‌های بسیار زیادی چه در رابطه با حقوق کار، چه در رابطه با حقوق خانوده، حقوق تفریح و خیلی موارد دیگر وجود دارد که نسبت به زن‌ها صورت می‌گیرد، علت توجه و موانعی هم که وجود دارد اینهایی بود که خدمتتان عرض کردم.
 همچنین می‌توانم اضافه کنم در مورد آن قسمت از سوالتان که «چه باید کرد»، جواب این است که مبارزه باید کرد، تلاش باید کرد و اینکه سطح فرهنگ و سطح آموزش را بالا برد، سطح تحمل را بالا برد، سطح مدارا را بالا برد نسبت به کسانی که در اصل قدرت را در دست دارند و می‌توانند تغییر ایجاد بکنند. ولی خب! اگر بازهم برگردیم به قسمت دوم سوالتان که گفتید می‌شود ساختار را تغییر داد، این هم از جمله مواردی هست که می‌شود گفت به دلیل منع‌ها و چالش‌هایی که در رابطه با قوانین شرعی وجود دارد، ساختارهای حقوقی و حکومتی را خیلی سخت می‌شود تغییر داد.
اگر که قوانین شرعی به نوعی برای زن‌ها تساوی قائل می‌شد، ما این مشکلات را هم نداشتیم و می‌توانم بگویم که علت اینکه موانع شرعی در اصل غالب هست، آن کنوانسیون منع تبعیض علیه زنان است که فکر می‌کنم سال ٧٨ یا ٧٩ در مجلس شورای اسلامی به تصویب رسید ولی شورای نگهبان این مصوبه را رد کرد و با آن مخالف کرد، این مصوبه از آن زمان تا کنون در مجمع تشخیص مصلحت مانده است، و هیچکس نمی‌تواند در رابطه با این مسئله هیچ تصمیم خاصی بگیرد. یعنی که اگر ما کنوانسیون رفع تبعیض علیه زنان را به تصویب می‌رساندیم، می‌توانم بگویم که یک قدم خیلی بزرگی می‌توانستیم برداریم برای ارزش قائل شدن و حفظ حقوق زنان.

مطابق این نظرسنجی ۶۹ % حقوقدانان و فعالان حقوق بشر جامعه آماری این نظرسنجی، اینگونه فکر می‌کنند که هنوز اکثریت مردم ایران موافق اجرای مجازات اعدام هستند؛ به نظر شما به‌لحاظ کیفرشناختی چرا این اکثریت بالا هنوز معتقدند اجرای مجازات‌های تنبیهی خشن باید در قوانین ایران وجود داشته باشد؟ و آیا سیاست‌های کیفری قوه‌قضاییه جمهوری اسلامی از قبیل اجرای مجازات قصاص و اعدام در ملا عام در این مسأله مؤثر بوده است؟

ببینید! بعضی از موضوعات و مسائلی که چالش برانگیز هستند در قوانین ما احتمال دارد که در نزد افکار عمومی به نوع دیگری باشد. به عنوان مثال همین آماری که شما عنوان کردید، خوب نشان می‌دهد که، البته من دقیقا نمی‌دانم که ما تا چه مقدار این آمار را معتبر بدانیم و بر اساس آن اظهارنظر بکنیم، ولی می‌توانم این برداشت را بکنم که برخی از موارد و مسائل و چالش‌هایی که ما در جامعه‌مان داریم به نوعی است که شاید اگر نظرسنجی باشد، مثل اعدام، خیلی‌ها موافق اعدام باشند. ولی به دلیل اینکه اعدام یا به طور کلی منع اعدام از جمله حقوق اولیه افراد هست که به آن حق حیات گفته می‌شود، این گونه موارد، مواردی نیستند که ما بخواهیم نسبت به آن نظرسنجی بکنیم. 
مثل این می‌ماند که الان بیائیم توی اروپا در رابطه با آزادی بیان نظرسنجی بکنند، بگویند که هیچ رسانه‌ای حق اظهار نظر در مورد بعضی از مسائل سیاسی را ندارد، یا کسی نمی‌تواند در مورد شاه صحبتی بکند و نظری بدهد یا مثلا بیایند در همان اروپا مثل حق حیات را به رفراندم بگذارند و بگویند که مجازت اعدام وجود داشته باشد یا نه؟ اینها مسائل بدیهی هستند که به صورت بدیهی می‌بایست مورد توجه قرار بگیرد و محترم شمرده بشود.
در کشور فرانسه هم زمانی که مجازات اعدام حذف شد، اکثریت مردم خواهان ماندن مجازات اعدام بودند و می‌خواستند که مجازات اعدام در قوانین‌شان وجود داشته باشد. ولی رئیس‌جمهور وقت فرانسه آمد و گفت که نه مجازات اعدام برخلاف حق حیات است، برخلاف حق اولیه افراد هست بنابراین تلاش کرد و مجازات اعدام را برداشت و بعدها هم خیلی‌ها موافق برداشتن مجازات اعدام شدند و آن را جشن گرفنتد و الان هم سالانه وقتی که دهم اکتبر می‌شود خیلی‌ از کشورها جشن می‌گیرند، فرانسه هم از جمله آنها است که اکثریت مردمانش موافق مجازات اعدام بودند. 

با توجه به این نکته که در نظرسنجی صورت گرفته، حدود ۴۴٪ از جامعه آماری یعنی بالاترین تعداد، این‌گونه اعتقاد داشته‌اند که در چارچوب سیاسی-حقوقی موجود در ساختار نظام جمهوری اسلامی امکان بهبود و اصلاح در هیچ یک از حوزه‌های حقوق بشر وجود ندارد، به نظر شما این فرضیه تا چه حد با واقعیت می‌تواند سازگاری داشته باشد؟ و آیا اساسا در ساختار سیاسی حقوق فعلی امکان پیشبرد اصول جهانی حقوق‌بشر وجود ندارد؟ 

این را من قبول دارم که نظرسنجی خیلی خوبی هستش و می‌توانم بگویم که با واقعیت مطابقت دارد و علت اصلی این‌که می‌گویند تغییری در ساختار امکان‌پذیر نیست به دلیل قوانینی است که ما داریم.
 ما در قانون اساسی‌مان اصول خیلی متعددی را داریم که عنوان می‌کند که تمامی قوانین و مقررات بایستی بر اساس شرع به تصویب برسد، این مانع بسیار بزرگی است و نگهبان اصلی تصویب قوانین برپایه قوانین شرعی هم شورای نگهبان هست که در نهایت به صورت مستقیم و غیرمستقیم از طریق رهبری انتخاب می‌شوند. و مسلما قابل تغییر نیست به دلیل اینکه حتی ما اصول قانون اساسی را که خیلی‌هاش هم ارتباط داشته باشد به مبانی اسلامی نمی‌توانیم به رفراندم بگذاریم.
 بنابراین در نهایت تغییر ساختار، با توجه به اینکه ایدئولوژی در ایران، ایدئولوژی برگرفته از شریعتِ غالب است و به نوعی کسانی که این ایدئولوژی را دنبال می‌کنند و رهبران و حاکمان فعلی که ما داریم پایبند تغییر در مبانی اسلامی نیستند یا پایبند تغییر در مقررات و خیلی از مجازات‌های اسلامی که در حال حاضر ما داریم نیستند، بنابرین ساختار هم تغییر نمی‌کند. از طرفی هم ما انتخابات عادلانه و منصفانه و آزادی در ایران نداریم که کسانی بیایند که بتوانند تغییراتی را صورت بدهند، این چالش‌ها در قوانین وجود دارد.
 علت این هم که می‌گویند در زمینه محیط‌زیست یا حقوق کودکان امکان تغییر وجود دارد، به این دلیل است که آنها خیلی با مبانی شرعی ارتباط ندارند، البته در بخش‌هایی از حقوق کودک و نه در همه موارد، مثلا در رابطه با سن ازدواج چون برگرفته از قوانین اسلامی است، امکان تغییر وجود ندارد. محیط زیست خیلی با مبانی شرعی ارتباط ندارد، تغییر در ساختارها و قوانینی که ارتباط داشته باشد با محیط‌زیست هیچ لطمه‌ای به شرع وارد نمی‌کند، ولی وقتی ما میایم در رابطه با حقوق کودکان بخواهیم تغییراتی را ایجاد بکنیم نسبت به ازدواج کودکان یا در رابطه با خیلی از موارد دیگر یا اینکه در رابطه با حقوق کودکان ما مجازات اعدام هم در برخی موارد داریم نه همه موارد آن هم به این دلیل است که شرع مانع از این هست که ما بخواهیم مجازات اعدام را به صورت کامل نسبت به کودکان حذف بکنیم. بنابراین نتیجه می‌گیریم که در این موارد قوانین قابل تغییر است ولی در مواردی که به شرع ربط دارد قابل تغییر نیست. 

با توجه حساسیت مذهبی بسیار بالای حکومت و همینطور با توجه به اینکه در نظرسنجی انجام گرفته حقوق دگرباشان جنسی کمترین درجه اهمیت را برای جامعه آماری ما داشته است به نظر شما در مواجهه با یک جامعه مثل ایران که سنت و مذهب نقش قابل توجهی در هنجارسازی و قانون سازی در آن دارد چطور می‌توان در راستای بهبود حقوق دگرباشان جنسی در قوانین ایران فعالیت کرد؟

ببینید! حتی موضوع دگرباشان هم با اینکه در خیلی از کشورهای اروپایی آزاد است و در خیلی از کشورها دگرباشان می‌توانند ازدواج کنند ولی بازهم یک تابو است. به نوعی با فرهنگ خیلی از خانواده‌ها مطابقت نمی‌کند. حالا بیاییم این مورد را در ایران در نظر بگیریم که یک کشور اسلامی است و خوب طبق قوانین اسلامی هم در رابطه با دگرباشان ممانعات‌های خیلی زیادی وجود دارد، و حقوق آنها در خیلی از موارد تضییع می‌شود، اینها تماما نیاز به زمان دارد، و نیاز به آموزش دارد، و نیاز به این دارد که ما در نهایت بتوانیم سطح مدارا و تحمل خودمان را افزایش بدهیم، یعنی خانواده‌های مذهبی باید به آن درجه و حد برسند که بتوانند مدارا بکنند و بتوانند به حقوق دیگران احترام بگذارند.
 متأسفانه این بی‌احترامی نسبت به حقوق دیگران در رابطه با دگرباشان در کشورهای اسلامی خیلی زیاد و چشمگیر است. به نظر من همه اینها با آموزش و با فرهنگ‌سازی، با بالا بردن سطح مدارا و با ارزش قائل شدن به حقوق دیگران و خیلی از موارد دیگری که می‌شود یکی یکی نسبت به هر پرونده‌ای و هر فردی روی آن کار کرد. بلاخره دگرباشان نیازهای بدنی و خواست‌های ذهنی‌اشان با افراد دیگر متفاوت است. ما نمی‌توانیم بگوییم این یک جرم محسوب می‌شود یا یک عمل ناهنجار محسوب می‌شود. ما باید این را به عنوان یک عمل هنجار به عنوان یک حقوق به رسمیت بشناسیم. و این در کشور ما زمان می‌برد که درست بشود، حالا این زمان در کشور ما با توجه به فرهنگ مردمان ما که می‌توانم بگویم نسبت به مثلا عربستان سعودی یا پاکستان یا مثلا سومالی، خیلی زودتر به نتیجه خواهد رسید، تا آن کشورهای دیگر. 

۲۷ مرداد ۱۳۹۸

آسیب های ناشی از کودک همسری

کودک همسری؛ روایت زندگی دختربچه ای که در ۱۳ سالگی باردار شد

 سمانه در سن ۱۳ سالگی با اصرار خانواده اش با مردی متاهل ازدواج کرده که و پدر دو فرزند بوده است. او در دروان زندگی با همسرش مجبور به سقط جنین شده و نهایتاً در دوباره باردار و بچه دار شده است. این قربانی کودک همسری می گوید که که به بهانه های واهی توسط همسرش مورد ضرب و شتم قرار گرفته و زمانی هم که به موفق به جدایی از او شده بچه اش را از او گرفته اند. آسیب‌های جسمی و روانی ناشی از کودک همسری ضربات جبران ناپذیری را بر روی زندگی دختران به‌ویژه بارداری‌های زیر ۱۸ سال، مرگ‌ومیر مادران، افسردگی، و بعضاً اقدام به خودکشی در کنار آسیب‌هایی مانند طلاق بازماندن از تحصیل و پایداری چرخه فقر فرهنگی و اقتصادی است.

پست ویژه

خطر اجرای حکم قطع انگشتان دست هادی رستمی

 *هادی رستمی به اتفاق دو زندانی دیگر مهدی شرفیان و مهدی شاهیوند که به اتهام سرقت به قطع انگشتان دست راست محکوم شده اند با خطر اجرای حکمشان د...